ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1085

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

دست كوته مكن از ذيل ولايش صابر * جز از آن راه كسى كى بجنان خواهد شد و اين آقا محمد مهدى در حدود هزار و دويست و هشتاد و اندى - چنان كه در « فارسنامه . گفتار دويم : 130 » و « طرائق » و « آثار عجم » است - وفات كرده ، و در « شمس التواريخ » كه ( در ص 78 ) در عين سال 1280 نوشته ظاهرا اشتباه و مبنى بر مسامحه بوده كه اعداد اندى را منظور نياورده و به نظر مرجوح آمد . و همانا صابر تخلص چند تن ديگر غير از او است كه در ( 1278 ) ضمن صابر شماخيه‌اى بيايد . و على الجمله ، مرحوم سكوت در نزديكى ارتحال خود مرحوم حاجى محمد حسين حسينى را خليفه خويش گردانيد ، و در اين سال پرملال بدرود جهان نموده و بروضهء رضوان خراميد ، و در شيراز در بقعه حضرت شاه چراغ ( ع ) دفن شد و ماده تاريخ او را چنين يافتند : هو الذى لا يموت : 1239 . و مريد آن سركرده ارباب وجد و حال ، درياى فضل و كمال ، مرحوم وصال ( قدس سره ) چنين سروده : مال بالجنة عن دار الغرور * الذى عاش كأصحاب القبور و الوصال قال فى تاريخه : * قد سقيه ربه شرب الطهور 1239 و هم او به فارسى فرموده : رفتى ز جهان اى تو جهان بين همه را * وى ساخته حق‌شناسى آئين همه را غم‌ديده وصال سال تاريخ تو گفت * بربست فلك ديدهء حق‌بين همه را 1238 و اين ماده اخير چنان كه مىبينيد 1238 و يكى كمتر از سال وفات است و البتّه مبنى بر مسامحه است ، و الا در وفات او در اين سال جاى شبهه‌اى نباشد كه آن نص « منتظم ناصرى » و « فارسنامه » و « طرائق » و « شمس التواريخ » و دو ماده مذكور غير از آن است كه ذكر شد « 1 » .

--> ( 1 ) مخفى نماند كه از اين طول و تفصيل در احوال ميرزاى سكوت چندان نتيجه‌ئى عايد مطالعه‌كننده محترم كتاب نمىشود ، لكن مؤلف از نظر تاريخ‌نويسى بنقل مطالبى كه ديگران نيز نوشته بودند مبادرت كرده است . م .